علل و عوامل بد خطی

 

مقدمه :

در بررسی علل بدخطی دانش آموزان دوره ابتدایی ، علاوه بر عوامل آموزشی و تربیتی موثر بر دست خط آنان ، بایدعوامل مربوط به وضعیت جسمی و روانی کودکان نیز مورد توجه قرار گیرد . چه بسا بد خطی دانش آموزان بدلیل ضایعات استخوانی ، عصبی یا حالات عاطفی  و روانی نامطلوب باشد . در این صورت آموزش های معلم در زمینه خوشنویسی کافی نخواهد بود و ارجاع به یک متخصص ، امری ضروری است . از میان همه مهارت های تحصیلی ، نوشتن ملموس ترین آنهاست . زیرا فرد با استفاده از این مهارت سندی از خود به جای می گذارد . به همین دلیل مهارت در خوشنویسی اهمیت بسزایی دارد . شناخت علل و عوامل موثر بر بدخطی از آن جهت اهمیت دارد که با ریشه یابی و رفع آنها می توان تا حد زیادی به مهارت در خوشنویسی کمک کرد . در این مقاله ضمن بررسی علل بد خطی کودکان، به ارائه راهکارهای مناسب برای رفع این مشکل می پردازیم .

عوامل موثر بر بدخطی دانش آموزان:

1-     عوامل مربوط به خانواده : نقش خانواده را در یادگیری مطلوب دانش آموزان نباید نادیده گرفت . از آنجا که خوشنویسی مهارتی است که مانند سایر مهارت ها باید آموخته شود چنانچه کودک در خانواده ای زندگی کند که اعضای آن از ذوق واستعداد هنری بیشتری برخوردار باشند و به فرزندان خود توجه کافی مبذول دارند کودک کمتر گرفتار معضل بدخطی می شود . نقطه مقابل چنین خانواده ای کسانی هستند که نسبت به فرزندان خود بی تفاوت اند و از تشویق و تنبیه به موقع برای انجام تکالیف فرزندانشان استفاده نمی کنند و در واقع انگیزه لازم را برای اجرای بهتر تکالیف در فرزندان خود بوجود نمی آورند . چنین کودکانی اغلب با اکراه و بی میلی به نوشتن اقدام می کنند که طبیعتا نتیجه آن نیز رضایت بخش نخواهد بود .

کودکانی که در خانواده های به هم ریخته یا خانواده هایی زندگی می کنند که محرومیت فرهنگی واجتماعی دارند از لحاظ عاطفی آسیب شدیدتری می بینند و این آسیب عاطفی بر روی کلیه زمینه های تحصیلی آنان تاثیر می گذارد .

 2- عوامل مربوط به معلم وشیوه های تربیتی :  از بین عوامل مربوط به معلم ، که مهم ترین آنها شیوه های آموزشی است . اگر معلم خود دست خط بدی داشته باشد قادر به تربیت دانش آموزان خوش خط نخواهد بود . نکته مهم دیگر ، طرز برخورد معلم با دانش آموزانی است که شخصیت اضطرابی دارند . این گونه افراد بیش از سایرین از شکست می ترسند . اضطراب این دسته از دانش آموزان علاوه بر مسائل خانوادگی ممکن است ناشی از شکست و ناکامی ، تجربه های ناموفق ، تنبیه و فشار معلمان برای موفقیت باشد . لذا معلمان باید به شرایط خاص روحی آنان توجه کنند و اساس کار خود را برکاهش تنش قرار دهند . همچنین معلمانی که بیش از حد تکالیف نوشتنی به دانش آموزان خود می دهند سبب خستگی دانش آموزان  و در نتیجه بدخطی آنها می شود.  از نکات دیگری که معلم بایستی به آنها توجه کند طرز صحیح قرار گرفتن کاغذ و بدن دانش آموزان و نیز طرز صحیح به دست گرفتن قلم در هنگام انجام تکالیف است .

شماری از دانش آموزان در هنگام نوشتن سرشان را به کاغذ می چسبانند یا کاغذ را بیش از حد کج می گذارند .  

عده ای از آنها قلم را طوری در دست می گیرند که نوشته های خود را نمی بینند . بعضی از آنها نیز آن قدر قلم را بالا می گیرند که قادر به کنترل حرکات دست در هنگام نوشتن نیستند . با این توضیحات معلم باید به کودکان ، نحوه صحیح قرار گرفتن کاغذ و بدن و شیوه صحیح گرفتن قلم را بیاموزد . همچنین باید به کودک بیاموزد که در هنگام نوشتن به آنچه می نویسد یعنی جهت حرکت دست خود بر روی کاغذ نگاه کند . در غیر این صورت حروف را در هم نوشته یا به سمت بالا و پایین خط زمینه منحرف می شود .

3- عوامل مربوط به دانش آموز : برای اینکه کودک بتواند نوشتن را به نحو احسن انجام دهد لازم است از سلامت کافی در زمینه های جسمی وروانی برخوردار باشد . در این جا عواملی که به نوعی در بدخطی کودکان موثرند مورد بررسی قرار می گیرند :

الف) اختلال در عملکرد دست و انگشتان به علت ضایعات ارتوپدیک (استخوانی) : یک کودک سالم و طبیعی باید بتواند قلم را با سه انگشت شست ،  اشاره و وسط بگیرد . اگر به هر دلیلی اختلالی در عملکرد انگشتان وجود داشته باشد کودک نه تنها نوشتن را به نحو مطلوب انجام نمی دهد بلکه برای انجام آن به وقت بیشتری نیز نسبت به سایر دانش آموزان نیاز دارد . علاوه بر آن وجود هر گونه زخم یا عاملی که باعث درد در انگشتان شود برروی دست خط دانش آموزان تاثیر می گذارد . هم چنین کودک برای این که بتواند خوب بنویسد لازم است که هیچ گونه ضایعه ای در قسمت های فوقانی دست مثل آرنج ، ساعد و بازو نداشته باشد . وجود سوختگی ،  شکستگی ، کوفتگی و زخم در هر یک از این قسمت ها موجب بدخطی می شود . محدودیت حرکتی در مفاصل مچ انگشتان ، آرنج و بازو نیز از جمله عوامل بد خطی اند .

ب) اختلال در عملکرد دست وانگشتان به علت ضایعات عصبی:در همه اختلالات مربوط به دست و انگشتان به دلیل آسیب دیدگی شدید اعصاب حرکتی  و ناهماهنگی بین دست ، چشم و توان عضلات خط دانش آموزان خیلی بد و بعضاً ناخواناست . از میان این اختلالات می توان به انواع آسیب مغزی ،  فلج مغزی ، صرع و میوپاتی (بیماری عضلانی) اشاره کرد .

کودکان فلج مغزی را می توان به چند دسته تقسیم کرد:

1-     اسپاستیک :  این کودکان به دلیل سفتی موجود در عضلاتشان بد خط می نویسند . ممکن است این سفتی محدودیت حرکتی در مفاصل دست نظیر مچ آرنج و بازو ایجاد کندکه در هنگام نوشتن اجازه مانور به فرد نمی دهد .

2- هیپوتانیا : این کودکان به سبب پایین بودن توان عضلاتشان قادر به استفاده صحیح از قلم نیستند ؛ یعنی قدرت کافی برای گرفتن قلم ندارند و معمولا نوشته های آنها بسیار کمرنگ وعاری از هر گونه ظرافتی است .

3- آتتویید : این کودکان به علت حرکات زایدی که در اندام های خود خصوصا دست هایشان دارند بسیار بدخط می نویسند و قادر به کنترل قلم نیستند و هنگام نوشتن به بالا وپایین خط زمینه منحرف می شوند .

4- آتاکسی :  این کودکان به سبب لرزش در دست هایشان بدخط می نویسند . کودکان مبتلا به ضایعات مخچه ای ، کلمات را بزرگ تر از آنچه باید ، می نویسند .کودکانی که صرع دارند در زمانی که دچارحمله صرع       می شوند قادر به استفاده درست از قلم نیستند و بدخط می نویسند .

ج) عدم غلبه طرفی مغز : کودک پیش از نوشتن باید غلبه طرفی (چپ برتری یا راست برتری) را به دست آورد . در کودکانی که غلبه طرفی تثبیت نشده یعنی برخی کارها را باسمت چپ  و برخی دیگر را با سمت راست بدن انجام می دهد و در نوشتن نیز طور متناوب از هر دو دست استفاده می کند بد خطی وجود دارد .

د) عوامل روحی وروانی : ممکن است بد خطی با عواملی نظیر اضطراب واختلالات عصبی همراه باشد ودر برخی اوقات حالات عصبی موجب گرفتگی عضله در کودکان می شود . یعنی ماهیچه های دست کودک بعد از نوشتن چند سطر دچار انقباض شده وکودک دیگر قادر به نوشتن نیست . بیقراری ، بیش فعالی ، کم توجهی و تمرکز ضعیف نیز بر روی خط دانش آموزان موثرند .

ه)چپ دستی:کودکانی که چپ دست هستند نمی توانند آنچه را که می نویسند به خوبی ببینند زیرا دست آنها روی نوشته هایشان را می پوشاند و همین عامل سبب بد خطی آنان می شود . اگر کودکان چپ دست کاغذ را بر خلاف جهتی که راست دست ها می گذارند قرار دهند برای نوشتن در وضعیت طبیعی وراحتی قرار می گیرند .

و) نبود دید کافی : بسیاری از کودکان به علت نداشتن دید کافی چشم های خود را به کاغذ بسیار نزدیک می کنند . دست نوشته های این کودکان معمولا خط خوردگی وپاک کردن های فراوان دارد .

انواع مختلف بد خط نویسی :

- درشت نویسی و ریز نویسی

- فاصله گذاری نامناسب بین حروف وکلمات

- نامرتب نوشتن

- کج نوشتن حروف وکلمات

- خارج شدن از خط زمینه

- کم رنگ نویسی

- پر رنگ نویسی

شیوه های درمانی:

1- الگوی صحیح گرفتن قلم را به دانش آموزان یاد دهید .

2- با گره زدن یک نخ بر روی قلم ، محل مناسب برای گرفتن قلم را مشخص کنید .

3- چنانچه کودک از اختلال عاطفی و روانی رنج می برد او را به روانشناس  و یا مشاور معرفی کنید .

4- جهت کاستن تنش کودک باید  سعی کنید کودک تصویر مثبتی از خودش ایجاد کند ، از سرزنش او به خاطر بد خطی خودداری کنید ، از ایجاد اضطراب در کودک جلوگیری کنید ، وی را تشویق نمایید .

5- اگر کودک دچار ضعف و یا محدودیت حرکتی است تمرینات زیر را  انجام دهید :

- تمرینات روی تابلو:از کودک بخواهید با استفاده از حرکات آزاد وگسترده دست وبه کار گیری عضلات شانه بازو و انگشتان بر روی تابلو طراحی کند .

- پرورش حرکات نوشتن با سایر وسایل:از کودک بخواهید بجای استفاده از قلم از انگشت خود و رنگ گواش استفاده کند یا عمل نوشتن را بر روی یک سینی ماسه یا خاک انجام دهد . در صورت لرزش انگشتان کودک ، وی را به متخصص مغز و اعصاب معرفی نمایید . ولی چنانچه کودک سر خود را خیلی به کاغذ نزدیک می کند وی را به چشم پزشک معرفی کنید .

۶- شرکت در کلاسهای خوشنویسی .

۷- اصلاح  وضعیت نشستن دانش آموز .

۸- بریدن با قیچی .

۹- مچاله کردن کاغذ جهت تقویت انگشتان دست .

۱۰- باز و بستن دکمه ٬ زیپ ٬ بند کفش ٬ پیچ  و مهره و ... جهت تقویت انگشتان .

۱۱- نوشتن  و نقاشی کردن روی ماسه نرم .

۱۲- بازی با گل رس و ساختن وسیله با آن جهت تقویت انگشتان .

۱۳- پر کردن نقطه چین و نیز رنگ آمیزی کردن.

۱۴- نقاشی کردن با انگشتان و آبرنگ٬ رنگ پلاستیک و ...

۱۵-کشیدن اشکال هندسی بصورت نقطه چین .

۱۶-کامل کردن کلمات و اعداد ناقص .

۱۷ - نوشتن بین دو خط موازی ( از خط بیرون نزند ) .

 

تقویت غلبه بر یک طرفیِ مغز:

- از کودک بخواهید با پای راست به یک توپ لگد بزند .

- لوله ای را به کودک بدهید و از وی بخواهید که با یک دستشش روی چشم چپ خود را بگیرد و با دست راستش درون لوله را نگاه کند .

- رادیوی کوچکی را به دست کودک بدهید  و از او بخواهید آن را نزدیک گوشش بگیرد و به آن گوش کند .

نکته مهم :  اگر کودک تمایل دارد که از سمت چپ استفاده کند از او بخواهید همین اعمال را با سمت چپ انجام دهد . به این ترتیب یک سمت بدن کودک غالب می شود .

-      چنانچه کودک چپ دست است از او بخواهید هنگام نوشتن سمت چپ کاغذ را به سمت بالا کج کند اگر کودک راست دست است از او بخواهید سمت راست کاغذ را بطرف بالا کج کند .

اگر کودک کلمات را بیش از حد بزرگ و یا کوچک می نویسد  می توانید اندازه متوسطی برای کلمات در نظر بگیرید و با گذاشتن فاصله بین کلمات از اوبخواهید فاصله تعیین شده را فقط با یک کلمه پر کند .

-      اگر کودک بیش از حد پررنگ یا کمرنگ می نویسد به این ترتیب عمل می شود : کاغذ سفیدی را زیر برگه کاربن وکاغذ سفید دیگری را بر روی آن قرار دهید . از کودکی که با فشار زیاد می نویسد بخواهید آن قدر ضعیف مداد را فشار دهدکه اثر زیادی از کلمه بر روی کاغذ زیرین باقی نماند . از کودکی که فشار کمتر از حد معمول به مداد وارد می کند بخواهید آن قدر به مداد فشار آورد که اثر آن بر روی کاغذ زیر کپی پررنگ باشد .

- اگر کودکی از خط راست خارج می شود از او بخواهید خط کشی را بالای خط زمینه قرار دهد .  به گونه ای که هنگام نوشتن نوک مدادش با لبه خط کش تماس پیدا کند . هم چنین می توانید بالا و پایین خط زمینه دو خط کمرنگ بکشید و از کودک بخواهید کلمات را طوری بنویسد که از این دو خط خارج نشود .

- کج نوشتن کلمات از کج گذاشتن بیش از حد کاغذ ناشی می شود . اگربا دانش آموزی برخورد کردید که دست نوشته های کجی داشت از او بخواهیدکاغذ را در وضعیت بهتری قرار دهد .

- نامرتب نوشتن تکالیف توسط دانش آموز، ممکن است به علت محدودیت حرکتی در دست باشد یا این که مداد را بیش از حد ممکن در دست می گیرد یا وضعیت  درستی در هنگام نوشتن به خود نداده است . بنابر این با برطرف کردن هر یک از این علل دانش آموز می تواند دست خط بهتری داشته باشد .

جشنواره طراحي آموزشي علوم پایه ی سوم

 تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

طراحی آموزشی درس علوم

 

عنوان درس : محل زندگي جانوران ( نياز به جاي مناسب)

ادامه نوشته

نقش تربیت بدنی وورزش دربهداشت روانی ورشدفکری وبهبود مهارت های زندگی

  

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

مقدمه

      قال رسول الله:علموا ابنائکم ا لرمرر السباحه

     پیامبراکرم (ص)فرمود:اولادخودراتیراندازی وشنابیاموزید.

ازدیدگاه نظام تربیتی اسلام ،انسان به اراده ی خداوند خلیفه خداروی زمین است.پس باید خداگونه شود وبه اخلاق الهی آراسته گردد.اودرحرکت ازخودی خودورسیدن به لقائ- الله درمسیر وحرکتی دایمی است ودراین راه از تمامی موهبات خداوندی که بدوعطاشده است اعم ازاعضاوجوارح ونیروهای نها نی خویش استفاده می نماید.

ادامه نوشته

مقاله ای در رابطه با سیره عملی واخلاقی امام هشتم علیه السلام

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سيره  عملي و اخلاقي امام هشتم عليه السلام

بي گمان ديده گشودن بر آفتاب كاري ناشدني است ، چنان كه پريدن در آسمان بلند .

شناخت خدايي مردان برخاسته از بوستان عترت ، نه براي هر بال بشكسته اي شدني ؛ چه آنان كه بر آفتاب ديده گشوده اند جز سايه  مژگان خويش نديده و آن ها كه در آن آسمان پريده اند جز شكسته بالي خويش را نيافته اند .

با اين همه شايد بتوان ديده بر پرتويي از آفتاب كه بر زاويه اي تابيده است دوخت و در آن نشانه هايي  از حقيقت نور يافت كه نور ، همه يك گوهر است .

با چنين اعترافي به يكي از جنبه هاي پند آكنده حيات امام روي مي كنيم و دست كوتاه خويش را به درياي ناشناخته كرانه «‌خوي ستوده امام » فرو مي بريم تا مرواريدي چند بر گيريم و فرا روي گذاريم :

عبادت امام

براي آنان كه بودن را مفهومي جز بنده بودن ندانند ، پرستش نه « تكليف » بلكه معناي زندگي و راز جاودانگي است . در نگاه آنان خدا پرستيدن نه يك واجب است كه بايد از سر گذارند و برائت ذمّه حاصل كرد ، بلكه شهد شيريني است كه بايد چشيد و در آن روح بودن و ماندن را يافت .

از اين روي ، اگر در باره  خداپرستي اين گونه كسان كه امام پيشاپيش همه آنان است سخني گفته شود سخن از « اندازه عبادت » نيست ، بلكه سخن از « چگونگي » است . آنان بنده بودن را مايه افتخار ، بندگي كردن را مايه سربلندي و سر فرود آوردن در برابر خواست آشكار و پنهان خداوند را اساس سرافرازي شمرند .

اين معناي سخن هشتمين امام است كه مي گويد : « به بندگي خدا افتخار مي كنم . »

 

ادامه نوشته

نمونه اي از اقدام پژوهي

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بسم الله الرّحمن الرّحيم 

چگونه مي توانم ناهنجاريهاي رفتاري دانش آموز طلاقم را كاهش يا از بين ببرم .

پژوهشگر:

چكيده :

       سالهاست كه در مدرسه ي ابتدايي مشغول به تدريس هستم  . متأسفانه در اين مدّت  با شاگردان مشكل دار بسياري  مواجه بودم و هر سال با تجربه بيش از قبل سعي در رفع يا كاهش آن نموده ام .

       امسال هم مثل هر سال از بين 36 نفر دانش آموزم حدود ده نفر آن ها  داراي مشكل ضعيف يا حاد بودند كه در پي رفع نسبي هر يك برآمدم . شرح يكي ازموارد به اين صورت بود .

       مريم دختري بي نظم و حواس پرتي بود كه با انجام حركات ناشي باعث اذيّت و آزار ديگران بود  . من پس از مشاهده و مصاحبه با ديگران متوجّه از هم گسيختگي خانواده و محيط زندگي او شدم و با صحبت با مادر و نامادري او و ديگران در پي رفع ناامني و ترس و اختلالات رفتاري و اخلاقي او بر آمدم . پس از مطالعه و بررسي  و همفكري باهمكاران و ديگران و درپيش گرفتن روش هاي مناسب موفّق به كاهش اختلالات رفتاري و اخلاقي او شدم .  

از استاد راهنما آقاي محمّدرضا سعيدي مقدّم كه

در تنظيم و نحوه ي جمع آوري اين مقاله مرا

ياري كرده اند كمال تشكّر و قدر داني را دارم .

 

           تقديم به گل هايي كه خزان روزگار ، گلبرگ هاي

شادابشان را چيده و گونه هاي سرخشان را باران غم فراگرفته است .

تقديم به كودكاني كه از نعمت لبخند مهربان پدر يا مادري محرومند.

مقدمه :

   خانواده اوّلين پايه گذار شخصيّت و ارزش هاي فكري است كه نقش مهمّي در تعيين سرنوشت ، سبك و خط مشي آينده ي فرد دارد . ( حسين نژاد )

  هيچ كس  در خانواده از تأثيرات نامطلوب طلاق گريزي  ندارد . طلاق* و جدايي والدين پديده اي ناخوشايند و نامطلوب است كه غالباً پس از يك دوره كشمكش  و درگيري هاي شديد خانوادگي به وقوع مي پيوندد . علاوه بر فشارهاي رواني كه در پي كشمكش هاي فزاينده ي والدين طلاق بر كودك تحميل مي گردد ، فشارهاي رواني ديگري نيز به عنوان  پيامد هاي جانبي طلاق وجود دارد كه گاه مجموع اين فشارها مي تواند كودك را به مرز بيماري هاي اعصاب و روان ، ناهنجاري هاي** رفتاري*** ،  ناسازگاري هاي اجتماعي و عاطفي نيز بكشاند . اولين سال هاي طلاق پرتنش ترين سال براي والدين است ، زيرا با بسياري از مشكلات تازه و دشواري هاي مربوط به امورمالي و خانوادگي مواجه اند .  (‌حجازي ، ص 33 )  اكثر اوقات در چنين شرايطي خود پنداره ي والدين دچار تزلزل مي شود و احساس اضطراب ، افسردگي ، خشم ،  طردشدگي و ناتواني وبي كفايتي در برقراري روابط پر معنا به وجود مي آيد . اين احساسات همانند امواجي حريم رواني و عاطفي كودك را متأثر  مي سازد و كودك علاوه بر شرايط جديد والدين ، ناچار به تحمل   پديده هاي جانبي طلاق نيز خواهد بود. (‌حجازي ، ص 34 )

    كودكان 7 تا 10 ساله ، روش هاي دفاع ، تأثير و برداشت متفاوتي نشان مي دهند . اين كودكان با انكار و رويا ، به مقابله با اين پديده برمي خيزند ، درد مي كشند و غم فراوان خود را آشكار مي كنند . ( حسين نژاد )

 بعضي از كودكان خود را باعث و باني طلاق والدين مي دانند ( كولمن ص 13 )  و چون در خانواده صحبتي در اين رابطه نمي شود ، كودك روز به روز درتخيلات وهم آميز فرو مي رود و اين ترس و نگراني و نااميدي خود را با شب اداري يا دروغ گفتن و اذيّت و آزار ديگران و ترس هاي واهي و... نشان مي دهد .  يكي ديگر از عوامل رواني كه باعث دروغ گفتن كودك مي شود ، احساس تحقير است ، بخصوص  اگر در مدرسه و خانواده مورد نكوهش و سرزنش متعدد قرار بگيرد ، اين حالت با شدت بيشتري بروز مي كند. كودكي كه مورد تحقيرو اهانت واقع شود و به شخصيتش ضربه وارد آمده است ، تلاش مي كند تا از  هر راهي كه مي تواند ،خود را نشان بدهد ،كاري كند كه اعضاي خانواده و احيانأكساني ديگر ،به وي توجّه كنند ، او را به حساب بياورند و به شخصيتش اعتراف كنند . يكي ديگر از علل دروغ گويي اطفال ترس از مجازاتهاست . بديعي است هر قدر مجازات خشن تر باشد ،ترس زياد تر و اصرار كودك در دروغ بيشتري خواهد شد .

      يكي از مهمترين عوامل پرورش فطرت راستگويي در كودكان ،محيت خانواده است . جايي كه پدران و مادران راستگو هستند و پيرامون دروغ و خلاف حقيقت نمي گردد، طفل طبعاً به راه درستي مي رود  و راستگو  بار مي آيد و به آساني مي تواند موانعي را كه به فراواني در سر راهش پيدا مي شوند ، بر طرف كند . برعكس ، جايي كه پدران و مادران خود دروغ مي گويند و به اين خوي ناپسند معتاد هستند ، قطعاً طفل با خلق ناپسند دروغگويي رشد مي كند .(‌شفيع زاده )   

      بدون شك دانش آموزي كه در يك خانواده از هم گسيخته به سر مي برد و اختلاف و مشاجرات والدين امنيت خاطر و سلامت عاطفي او را به هم مي زند ، افت تحصيلي و كاهش علاقه به درس و مطالعه خواهد داشت .تجربه  نشان داده است كه معلمان در آگاه كردن والدين وكنترل رفتار آنان ، نقش تعيين كننده اي ايفا مي كند‌ ( ملكي)  و معلّم حافظ اسرار دانش آموز است .


طلاق يعني جدا شدن از قيد نكاح ، رهايي از زناشويي   

**  ناهنجار يعني كج وناهموار ، زشت و ناپسند ، بي قاعده

***  رفتار يعني روش ، رفتن ، طرز حركت ، طرز عمل  ( برگرفته از فرهنگ عميد)

فهرست مطالب  :

بيان  مسأله :                                                                        8

توصيف وضع موجود :                                                               8

شناسايي علّت :                                                                  11

گردآوري اطلاعات ( شواهد 1 )                                                 12

به او پيشنهاد هايي براي ايجاد تغيير :                                        13  

انتخاب راه حل :                                                                   13

چگونگي كاربرد اره حل :                                                        14

نتيجه :                                                                               15

جدول : كارنامه دانش آموز :                                                    17

منابع :                                                                               18

بيان  مسأله :

      در اوائل مهر ماه 86 يكي از اوليا ، كه به واسطه ي همكاري فرزندش به كلاسم آمده بود ، به مدرسه مراجعه كرد و از دانش آموز ديگرم كه همسايه آن ها بود ، شكايت كرد كه بي موقع به در خانه آن ها مي رود و مزاحم استراحت آن ها و ناسازگار با فرزندش است و......

      من به علل زير اوّل با مسأله بي تفاوت برخورد كردم:

1 -  تراكم بيش از اندازه ي كلاسم ، 34 دانش آموز كه بعد ها 36 نفر شد (كه هر يك از  دانش آموزانم به علّت تك يا دو فرزندي در خانواده و با فرهنگ هاي مختلف و پس از چهار ماه دوري از مدرسه به محيط مدرسه وارد شده بودند و بعضي از آن ها داراي مشكلاتي از قبيل رفتاري ، روحي ، اجتماعي ، خانوادگي ، اقتصادي ، فرهنگي و جسمي بودند . )

2-  عدم شناخت تك تك آن ها

3-  همين طور به علّت مشكلات مدرسه ( بلاتكليفي در نقل و انتقال به مدرسه نوساز ديگر ).

   ولي پس از  چند هفته  با مراجعه دوباره همان اولياء و نامادري و شكايت ديگردانش آموزان و مشاهده عدم تعادل در رفتار او ،  بر آن شدم تا روي رفتار و اعمال او  بررسي نمايم .

 

توصيف وضع موجود :

  الف : معرّفي پژوهشگر :  

      ................... ،  آموزگار پايه ي دوّم ابتدايي شاغل در آموزشگاه ........... نظرآباد ، داراي ..... سال سابقه رسمي كه..... سال  مدرك كارشناسي آموزش ابتدايي دارم .

    و...............................

 ب - معرّفي آموزشگاه :

     مدرسه اي كه امسال در آن مشغول به تدريس هستم ، جديد تأسيس و در نيمه دوم .... تأسيس و شروع به كار شده است  ،‌ با زير بناي 2500 مترمربع ، 12 باب كلاس ، 8 باب اتاق اداري ، 4 سالن و آزمايشگاه و يك باب كتابخانه ، 1800 مترمربع زير بناي اصلي ساختمان ( دو طبقه آموزشي و طبقه هم كف اداري و زير زمين مجهز به آزمايشگاه و كتابخانه و انبار )  و حياط آن مجهز به زمين ميني واليبال ،  بسكتبال وفوتبال مي باشد و فقط فاقد سالن ورزشي مي باشد .  مدرسه ي ابتدايي....... نظرآباد ،  دخترانه ،  دو نوبته با320 نفر دانش آموزان و با ضميمه ي 50 نفر پيش دبستاني مشغول به تحصيل مي باشند .

ج – مورد مطالعه :

         مريم دختري 8 ساله داراي اندام متوسط با موهاي ژوليده و لباس هاي نامرتّب و كثيف و كفش هاي پاره ، انگشتان پايش پيداست ،  در كلاس دوّم مشغول به تحصيل است .  مريم به خاطر نداشتن تعادل رفتاري و برخورد مكرّر با بچّه ها و ريختن وسايل  آن ها ، باعث درگيري  مكرّر در كلاس و مدرسه و بيرون از محيط مدرسه است و اكثر اوقات دانش آموزان ديگرم  و بعضي از اولياء از او شاكي هستند . در محيط درس ، مخصوصاً موقع تدريس درس ، بدون اجازه ازجاي خود بلند مي شود و راه مي رود واكثر اوقات به خاطر گفتن مطالب بي اساس مخل كلاس و يادگيري دانش آموزان ديگرم     مي شود و موجب ناراحتي من و ديگر دانش آموزانم است .

         به مدّت دو هفته رفتار مريم را به طور دقيق مشاهده كردم و سياهه ي رفتارش را نوشتم . شنبه 20 آبان، موقعي كه از دفتر آموزشگاه بيرون آمدم ، مريم را وسط راهرو در حال دويدن و جست و خيز ديدم تا چشمش به من افتاد به طرف كلاس دويد ، پس از ورود به كلاس و سلام و احوالپرسي با دانش آموزان درس را شروع كردم . موقع تدريس چندين بار مريم بي اجازه  به بهانه تراش كردن مداد يا ريختن آشغال در سطل زباله از جايش برخاست و هر بار با حواس پرتي وسايل بچّه ها را به عمد يا غير عمد روي زمين  ريخت . پس از تدريس جمع و تفريق هاي نظير ، از دانش آموزانم خواستم تا تمرين هاي كتاب را انجام دهند ، غير از چند دانش آموز ، كه مريم شامل آن ها بود ، بقيّه مشغول حل تمرينات بودند . مريم بي قرار با دانش آموزان جلويي يا پشتي يا بغل دستي‌ ، در حال حرف زدن يابدون اجازه به وسايل آن هادست مي زد كه با اعتراض آن ها مواجه مي شد .

    زنگ فارسي ، كتاب فارسي را با اشكال و با هجي كردن كلمات خواند ( زمان خواندن همواره در حال تكان خوردن بود )  و همان بي نظمي هاي ساعت قبل در رفتار او را مشاهده كردم.

   زنگ هنر ، ورقه اي كه به او داده بودم خط خطي و كثيف كرده بود  و تصوير آدم را يك دست از سر تا پا تيره و پررنگ وبا يك رنگ ، رنگ آميزي  كرد . اصلاً حوصله و صبر و دقّت در كار را ندارد .  

    زنگ بعدي زنگ هديه هاي آسمان ، مريم مثل ساعات قبل ، ناآرام و بي حوصله ودر جنب و جوش بود ولي در فعاليت هاي گروهي و فعّال كلاس شركت نكرد بلكه  غير مستقيم با حرف زدن يا ريختن وسايل ديگران  باعث اذيّت و آزار آن ها شد وتمرينات كتاب كار را انجام نداد وقتي با اعتراض من مواجه شد آن را غلط و بدخط انجام داد .

    در روز هاي بعدي هم ،  بي نظمي و اذيّت و آزار و بي قراري او تكرار و شكايت ديگر دانش آموزانم بيش از پيش شد .

 چند روز پول زيادي  به مدرسه آورد و براي دانش آموزان ديگر  خوراكي خريد .

بيشتر اوقات دروغ مي گويد .

   كيف دوستش را با كشيدن پاره كرد  ، نمي تواند با دقّت وسيله اي را جابه جا كند ،آن ها را روي زمين مي اندازد يا به در وديوار مي زند .

 يك روز زنگ تفريح كه به او اجازه دادم  سر كلاس بماند ، ‌زنگ بعدي  دو سه تا از شاگردان اظهار كردن كه خوراكي هايشان درون كيف نيست .

        هيچ دانش آموزي غير ازآن دانش آموزي (كه مادرش  اول سال ، دو سه بار از مريم شكايت كرده  بود ) و تا حدودي خصوصيات او را ، غير از حواس پرتي ، داراست با او بازي نمي كند . 

   در كل دانش آموزي بي نظم ، حواس پرت (‌در موقع تدريس دروس مختلف مخصوصاً درس علوم ، متوجه حواس پرتي او شدم و وقتي از او درمورد مطالب گفته شده سؤال هايي كردم جواب هاي بي ربط به من تحويل داد . )  پرتحرك ، بي حوصله و  لج باز و اصلاً  به اعتراضات و  حرف هاي ديگران توجّه نمي كند  و انگار نه انگار كه با او هستم يا هستند .

    مريم روي هم رفته دختري تنها و سرخورده است كه با رفتن در تخيلات و رويا زندگي مي كند و شديداً احساس تنهايي و محبّت  مي كند ، اين موضوع در بيشتر اوقات كه بدون اجازه حرف مي زند و بي رويه تحرك و جنب و جوش دارد يا براي بچّه ها خواكي هاي گوناگون مي خرد ، مشهود است .

 دانش آموز فوق از نظر وضعيت اقتصادي از وضع مطلوب و مناسب بر خورد نيست .

شناسايي علّت :

 مصاحبه اي با مادرناتني ،‌مادر ، و دايي و مادر همسايه و همكار پايه اوّل و معاون ومدير و چند دانش آموز ديگرم جداگانه انجام دادم .در تعبير و تفسير اين مصاحبه ها دريافتم كه سال پيش به علت اختلاف شديد خانوادگي( چند ساله )پدر و مادرش از هم جدا شده ( البتّه ديگران چند بار واسطه شده بودند ولي مادر او سر حرف خود و با اصرار زياد بدون گرفتن مهريه از همسرش جدا شده است و بعد از مدّتي مي خواست ،  سر زندگي خود برگردد كه شوهر سابقش به مي گويد :   هفته ديگر عروسي ام است و باعث آبروريزي نشو.  ) و مادر اصلي اش اكنون دانشجوي يكي از شهرستان هاي استان سمنان است و پدر مريم را مقصر و از مادر ناتني دخترش تعريف و تمجيد مي كند .

  اكنون مريم پيش پدر و مادر ناتني  زندگي مي كند و هر هفته يا دو سه هفته ،  پيش مادرش مي رود .

   عادت زشت او اين است كه شب ها حتماً پيش و بين پدر و نامادري بخوابد و اظهار ترس از تنهايي خوابيدن دارد ،   شب اداري دارد و صبح با همان شلوارخيس و نجس به تمام اتاق ها مي رود و تمام وسايل را نجس مي كند و اصلاً به حرف ديگران اهميت   نمي دهد .

  بيشتر اوقات در حال بازي در كوچه و خيابان است و اگر به او اجازه ندهند به مادر بزرگ و پدر بزرگ  ( در طبقه دوم همان ساختمان ساكن هستند )  پناه مي برد تا با گريه و زاري و التماس به او اجازه دهند تا در بيرون بازي كند .

   بر اساس صحبت هاي قبل از ازدواج پدرش با نامادريش ، تربيت مريم منحصراً برعهده ي نامادري است ( پدر ومادر بزرگ و پدربزرگ ناظرند ) كه تا اين زمان نتوانسته كه روي مريم اثر مثبت بگذارد .  ( اين مسأله به خاطر دوگانگي فرهنگ ها هم مي تواند باشد ، خصوصيات فرهنگي مادر و نامادري با هم خيلي فرق مي كند ، مادراصلي مطابق مد روز وتفريح ،  تحصيل  و .....است  ولي نامادري در قيد چادر  و فرايض ديني و طهارت و تميزي و ... است . ) 

    مريم در معرض دو نوع تربيت گوناگون نمي تواند راه خود را پيدا كند .  

   با سؤال هاي مختلفي كه از مريم پرسيدم پي بردم كه از  هوش متوسطي برخودار است و دو مادرش را دوست دارد ولي از رفتار و تمايلات شخصي او كه بيشتر دوست دارد پيش مادر اصلي باشد تا منزل.

   علّت اصلي مشكل او را در نظام خانوادگي از هم پاشيده و دو گانگي فرهنگي و اخلاقي و عاطفي دو مادر او دانستم و در پي يافتن چاره بر آمدم .

 

گردآوري اطلاعات ( شواهد 1 )

          مسأله را دريكي از جلسات مدرسه مطرح كرده و از مدير ، معاون و همكاران نظرخواهي كردم . مصاحبه اي با نامادري ، مادر بزرگ ، دايي و مادر درباره ي وضعيت او در محيط خانه و وضعيت درسي سال پيش او كردم . با چند تن از هم كلاسي هاي او مصاحبه انجام داده و با توجه به شكايات اوليا و نامادري و دانش آموزان او را خواسته و در حياط مدرسه كليه مشكلات را با او در ميان گذاشته ام .با اين اوصاف و مطالعه پرونده ي تحصيلي و تربيت او واسناد و مدارك موجود در مدرسه دلايل  اين مشكل را چنين يافتم :

طلاق پدر و مادر و ازدواج مجدد پدر

عدم وجود محبت مادري در خانه به دليل طلاق گرفتن مادر از پدر .

وجود الگوهاي نامناسب در بيرون از مدرسه همانند برخي از دوستان وخانواده

محبّت بي رويه و نامناسب توسط مادر و خانواده ي مادري و بدگويي پشت سر پدر

درخواست ها و انتظارات دو گانه از او به علّت دوگانگي فرهنگ هاي دو خانواده

بدگويي از پدر و مادربزرگ و پدربزرگ او توسط مادر و خانواده ي او

عدم تشويق و تنبيه مناسب و به جا ، هنگام بروز رفتارهاي ناهنجار

آزادي بيش از حد او در خانه و همچنين در مدرسه و خانه ي مادري او

سخت گيري بي جا در خانه ي پدري

علاقه شديد وي به خودنمايي و ابراز وجود

ناديده گرفتن مقررات مدرسه و حقوق ديگران

علاقه شديد براي رفتن پيش مادر و خوابگاه دانشجويي دانشگاه يا گردش

 

پيشنهاد هايي براي ايجاد تغيير :

براي نفوذ در دل و جان هر فرد نياز است كه ارتباط نزديك و صميميانه اي با او برقرار گردد . در همين راستا بهتر ديدم كه ابتدا :

ارتباط صميمي با اين دانش آموز داشته و خوب به حرف هايش گوش كنم .

محبّت نمودن به او در حد متعادل

 احترام و شخصيت دادن به او

تقويت روحيه ي اعتماد در او

مسئوليت دادن به او در خانه و مدرسه

درك بهتر و بيشتر او از جانب خانواده و خودم شاگردان ديگرم

 تشويق او در حد معمول به صورت زباني و انفرادي و گروهي و جنسي

تقويت روحيه ي ايثار و فداكاري در جهت حفظ حقوق اساسي ديگران

 ارا ئه الگو هاي مناسب  رفتاري با استدلا ل هاي درست و منطقي.

پيشنهاد به مادران تا كتاب « آنچه بچّه هاي طلاق بايد بدانند »‌را مطالعه وآن را پياده كنند .

پيشنهاد به مادر تا او و خانواده اش  از پدر و ديگران پيش مريم شكايت و بدگويي نكنند .

 

انتخاب راه حل :

از بين راه حل هاي ارائه شده سعي كردم از همه ي آن ها استفاده كنم ولي بيشتر سعي كردم با مادر و نامادري او صحبت كنم زيرا بيشتر اختلال رفتاري او به نحوه ي بر خورد اين دو عزيز مي دانستم ،  پس در چند جلسه بحث و گفتگو ، مشكل عاطفي يا درسي او را به آنان يادآور كردم و با توضيح تأثيرات خانواده ، آنان را متوجّه وظايفشان كردم  كه در زمينه ي تر بيت فرزند خود چه وظايفي بر عهده دارند .

مسئوليت دادن در خانه و مدرسه

احترام به شخصيت او

   با او صحبت كردم كه اگر منظم و درس خوان و مؤدب شود نماينده كلاس مي شود ( يعني در مقابل كار خوب پاداش مي گيرد ، غير مستقيم آموزش دادم هر عملي  عكس العملي دارد ) .

   به خاطر انجام كارهاي خوب و مناسب ، به جا حرف زدن و  درس خواندن و..... ،‌ از طريق تمام دانش آموزان يا خودم با دادن جوايز مورد تشويق و ترغيب قرارگرفت و در مقابل كارهاي خلاف و غلط از رفتن پيش مادرش ( كه هر 14 روز انجام مي شد ) محروم مي شد .

همياري و يك زبان شدن دو مادر و مطالعه كتاب « آنچه بچّه هاي طلاق بايد بدانند! »‌ توسط هر دو

 

چگونگي كاربرد راه حل : 

        اولين قدم من صحبت با دو مادر جداگانه كه تا در مقابل خواسته هاي به حق او سر تعظيم فرود بياورند و درمقابل خواسته هاي نابجاي او سرسخت و يك زبان باشند . در پيش او بدي نفر سوم را نگويند و تمام رفتارهاي او را طي نامه اي به من گزارش دهند تا كارهاي خوب او را مورد تشويق وترغيب قرار دهم.    از او خواستم تا فرزند خوبي براي دو مادرش و شاگرد گلي براي من باشد و اگر آن طور كه گفته ام باشد نماينده كلاس مي شود .

شركت دادن او در كارهاي گروهي

تشويق او درمقابل دومادر و همكاران و ديگران

اشاره به نقاط مثبت او

ترغيب به رفتن به باشگاه

خواستن از ديگران در پيش كودك ، اوّل نقاط مثبت او را بگويند و بعد اشاره به نقاط منفي كنند .

نتيجه :

        در اواسط اسفند ماه طرز لباس پوشيدن و كفش و ظاهر او عالي شد ، ديگر آن مريم شلخته و نامناسب اوّل سال نبود و موقع راه رفتن وسايل ديگران را روي زمين نمي ريخت وهيچ شكايتي از او نشد و اگر ناخواسته مرتكب مي شد عذرخواهي مي كرد ، حتّي شاگردان ديگرم و همين طور نامادري و آن اولياي همسايه از او تعريف هم مي كردند ، البتّه بعضي اوقات هم از او شكايت هاي جزيي هم مي شد كه زياد اهميّت نداشت چون  اين شيطنت ها اقتضاي سن او بود .

خانواده و پدر بزرگ و مادر بزرگ او از عملكرد اودرمنزل احساس رضايت مي نمايند .

مدير و معاون و ديگر همكاران از تغيير رويه او تعريف مي كنند .

شاگردان ديگرم تمايل دارند تا در كنار  او و پشت يك نيمكت بنشينند .

  از نظر درسي تغيير محسوسي در پرونده ي تحصيلي او مشاهده مي شود و در امتحاناتي كه در كلاس مي گيرم نمرات خوبي مي گيرد و در امتحانات نوبت دوّم تمام نمرات او عالي و تنها درس جمله نويسي كم شده كه به خاطر دوگانگي روش هاي تدريس است ، براي اين كه روز قبل از امتحان پيش مادر اصلي اش بود و روش هاي نوين تدريس اطلاع ندارد .

 به خط خود حساس شده و دوست دارد از روز قبل هم خوش خط تر بنويسد تامورد تشويق قرار بگيرد .

  در موقع تدريس باز هم بدون اجازه حرف مي زند ، ولي تعداد آن كمتر شده و اگر حرفي مي زند در مورد خود درس است و مثل ماه هاي قبل بي ربط حرف نمي زند .

شب اداري او خيلي كم شده و شب ها در رختخواب خود مي خوابد .

بدون اجازه بزرگ تر ها به كوچه يا خانه ي مادر اوّل خود نمي رود .

به درس و تكاليف درسي اهميت داده و آن ها را تقريباً به موقع انجام مي دهد .

  او با سعي و تلاش نشان داد كه مي تواند تا حدود زيادي بر رفتارهاي خود تسلط داشته باشد كه در روزهاي آخر فروردين ماه نماينده كلاس شد .   

اميدوارم پس از اين ، با اين گونه مسائل رو به رو نگردم و كانون خانواده ها هر چه بيشتر گرم و صميمي باشد تا لبان گل هاي زيباي خانواده ،  هميشه خندان و شاداب باشد .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             بهتراست قبل از ازوداج زوجين با خصوصيات روحي و رواني ،اخلاقي ، خانوادگي ، اقتصادي و ... هم آشنا شده و با مطالعه و آگاهي و شناخت كامل ، همدل و هم زبان زندگي مشترك خود را آغاز كنند .

   همان طور كه دولت براي ازدواج آزمايش خون و غيره را اجبار كرده ، چه بهتر است حدود بيست تا پنجاه ساعت دوره آموزش خانواده را هم اجبار كنند تا زوجين جوان با دانش وآگاهي لازم زندگي مشترك را آغاز كنند . ( البتّه اكنون يك ساعت آموزش گذاشته اند )

  اوليا قبل ازبدنيا آمدن فرزندشان بهتر است مطالعه وآگاهي هاي لازم را در مورد تربيت كودكان داشته باشند .

    در مدارس قبل از شروع  سال تحصيلي ، بهتر است معلّم هر پايه با اولياي  دانش آموز جديدش چند جلسه برگزار كند تا پيشاپيش شناختي روي دانش آموزان جديد داشته باشد و مشكلات عاطفي و رواني و .... آن ها را شناسايي و با هم فكري اوليا و همكاران و مطالعه ،از همان ابتدا در پي رفع و كاهش آن بر بيايند .

  يكي از راه هاي پيشرفت دانش آموزان همدلي و همزباني معلّم و اوليا مي باشد . هر چقدر تماس اوليا با مدرسه بيشتر باشد و در پي رفع مشكلات يادگيري ورفتاري و ... فرزند خود باشند ، به همان مقدار تلاش و علاقه دانش آموز به درس بيشتر و در آينده فردي ساعي ، صالح و موفّقي بار مي آيد . پس براي اين كه اين رفت و آمد ها  با ساعات درس تداخل پيدا نكند ، بهتر است هر دو هفته ، يك يا دو ساعت معلّم مربوطه با اوليا جلسه اي داشته باشد . ( قبلاً موضوع جلسه تعيين شود تا اوليا با مطالعه و آمادگي و فعّال در آن شركت نمايند ، حتّي اگر دو اوليا شركت فعّال در اين جلسات داشته باشند ، غير مستقيم باعث ايجاد انگيزه و ترغيب ديگر اوليا مي شوند. )  

 چه بهتر است پرونده اي از خصوصيات اخلاقي ، خانوادگي و ... دانش آموز ، از پيش دبستاني تا زماني كه دانش آموز ديپلم مي گيرد  ، تهيّه و معلّمان هر پايه هر ساله ،  بر طبق مشاهدات و بررسي هاي خود مطالبي به آن اضافه كنند تا معلّمان پايه بالاتر براي رفع مشكل آن دانش آموز تلاش دوباره اي انجام ندهد . ( البتّه در هر كلاس تعداد   دانش آموزان كمتراز بيست نفر باشد . )   

 

( كارنامه تحصيلي دانش آموز ضميمه )

منابع :

1.    با كودكان طلاق چگونه رفتار كنيم ؟ ، حجازي ، سارا ، پيوند ، اسفند 1385 ، وزارت آموزش و پرورش ، سازمان مركزي انجمن اولياو مربيان ، شماره ي نشريه 329

2.    رشد معلم ، شماره ي دو ، سال سيزدهم ، شناخت خانواده و نقش تربيتي آن ، ملكي ، حسن ، آبان  1373

3.    رشد معلم ، شماره ي دو ، سال سيزدهم ، اختلالات رفتاري ، عاطفي كودكان ، شفيع زاده ، محمود ، آبان 1373

4.    حسين نژاد ، محمّد ، كاربردهاي مشاوره با كودكان

5.    قاسمي پويا  ، اقبال ، راهنماي عملي پژوهش در عمل

6.    كولمن ، ويليام ،‌ « آنچه بايد بچّه هاي طلاق بدانند ! » ترجمه نفيسه معتكف ، انتشارات دُرسا ، تهران 1382

7.    فرهنگ عميد