نمونه اي از اقدام پژوهي
بسم الله الرّحمن الرّحيم
چگونه مي توانم ناهنجاريهاي رفتاري دانش آموز طلاقم را كاهش يا از بين ببرم .
پژوهشگر:
چكيده :
سالهاست كه در مدرسه ي ابتدايي مشغول به تدريس هستم . متأسفانه در اين مدّت با شاگردان مشكل دار بسياري مواجه بودم و هر سال با تجربه بيش از قبل سعي در رفع يا كاهش آن نموده ام .
امسال هم مثل هر سال از بين 36 نفر دانش آموزم حدود ده نفر آن ها داراي مشكل ضعيف يا حاد بودند كه در پي رفع نسبي هر يك برآمدم . شرح يكي ازموارد به اين صورت بود .
مريم دختري بي نظم و حواس پرتي بود كه با انجام حركات ناشي باعث اذيّت و آزار ديگران بود . من پس از مشاهده و مصاحبه با ديگران متوجّه از هم گسيختگي خانواده و محيط زندگي او شدم و با صحبت با مادر و نامادري او و ديگران در پي رفع ناامني و ترس و اختلالات رفتاري و اخلاقي او بر آمدم . پس از مطالعه و بررسي و همفكري باهمكاران و ديگران و درپيش گرفتن روش هاي مناسب موفّق به كاهش اختلالات رفتاري و اخلاقي او شدم .
از استاد راهنما آقاي محمّدرضا سعيدي مقدّم كه
در تنظيم و نحوه ي جمع آوري اين مقاله مرا
ياري كرده اند كمال تشكّر و قدر داني را دارم .
تقديم به گل هايي كه خزان روزگار ، گلبرگ هاي
شادابشان را چيده و گونه هاي سرخشان را باران غم فراگرفته است .
تقديم به كودكاني كه از نعمت لبخند مهربان پدر يا مادري محرومند.
مقدمه :
خانواده اوّلين پايه گذار شخصيّت و ارزش هاي فكري است كه نقش مهمّي در تعيين سرنوشت ، سبك و خط مشي آينده ي فرد دارد . ( حسين نژاد )
هيچ كس در خانواده از تأثيرات نامطلوب طلاق گريزي ندارد . طلاق* و جدايي والدين پديده اي ناخوشايند و نامطلوب است كه غالباً پس از يك دوره كشمكش و درگيري هاي شديد خانوادگي به وقوع مي پيوندد . علاوه بر فشارهاي رواني كه در پي كشمكش هاي فزاينده ي والدين طلاق بر كودك تحميل مي گردد ، فشارهاي رواني ديگري نيز به عنوان پيامد هاي جانبي طلاق وجود دارد كه گاه مجموع اين فشارها مي تواند كودك را به مرز بيماري هاي اعصاب و روان ، ناهنجاري هاي** رفتاري*** ، ناسازگاري هاي اجتماعي و عاطفي نيز بكشاند . اولين سال هاي طلاق پرتنش ترين سال براي والدين است ، زيرا با بسياري از مشكلات تازه و دشواري هاي مربوط به امورمالي و خانوادگي مواجه اند . (حجازي ، ص 33 ) اكثر اوقات در چنين شرايطي خود پنداره ي والدين دچار تزلزل مي شود و احساس اضطراب ، افسردگي ، خشم ، طردشدگي و ناتواني وبي كفايتي در برقراري روابط پر معنا به وجود مي آيد . اين احساسات همانند امواجي حريم رواني و عاطفي كودك را متأثر مي سازد و كودك علاوه بر شرايط جديد والدين ، ناچار به تحمل پديده هاي جانبي طلاق نيز خواهد بود. (حجازي ، ص 34 )
كودكان 7 تا 10 ساله ، روش هاي دفاع ، تأثير و برداشت متفاوتي نشان مي دهند . اين كودكان با انكار و رويا ، به مقابله با اين پديده برمي خيزند ، درد مي كشند و غم فراوان خود را آشكار مي كنند . ( حسين نژاد )
بعضي از كودكان خود را باعث و باني طلاق والدين مي دانند ( كولمن ص 13 ) و چون در خانواده صحبتي در اين رابطه نمي شود ، كودك روز به روز درتخيلات وهم آميز فرو مي رود و اين ترس و نگراني و نااميدي خود را با شب اداري يا دروغ گفتن و اذيّت و آزار ديگران و ترس هاي واهي و... نشان مي دهد . يكي ديگر از عوامل رواني كه باعث دروغ گفتن كودك مي شود ، احساس تحقير است ، بخصوص اگر در مدرسه و خانواده مورد نكوهش و سرزنش متعدد قرار بگيرد ، اين حالت با شدت بيشتري بروز مي كند. كودكي كه مورد تحقيرو اهانت واقع شود و به شخصيتش ضربه وارد آمده است ، تلاش مي كند تا از هر راهي كه مي تواند ،خود را نشان بدهد ،كاري كند كه اعضاي خانواده و احيانأكساني ديگر ،به وي توجّه كنند ، او را به حساب بياورند و به شخصيتش اعتراف كنند . يكي ديگر از علل دروغ گويي اطفال ترس از مجازاتهاست . بديعي است هر قدر مجازات خشن تر باشد ،ترس زياد تر و اصرار كودك در دروغ بيشتري خواهد شد .
يكي از مهمترين عوامل پرورش فطرت راستگويي در كودكان ،محيت خانواده است . جايي كه پدران و مادران راستگو هستند و پيرامون دروغ و خلاف حقيقت نمي گردد، طفل طبعاً به راه درستي مي رود و راستگو بار مي آيد و به آساني مي تواند موانعي را كه به فراواني در سر راهش پيدا مي شوند ، بر طرف كند . برعكس ، جايي كه پدران و مادران خود دروغ مي گويند و به اين خوي ناپسند معتاد هستند ، قطعاً طفل با خلق ناپسند دروغگويي رشد مي كند .(شفيع زاده )
بدون شك دانش آموزي كه در يك خانواده از هم گسيخته به سر مي برد و اختلاف و مشاجرات والدين امنيت خاطر و سلامت عاطفي او را به هم مي زند ، افت تحصيلي و كاهش علاقه به درس و مطالعه خواهد داشت .تجربه نشان داده است كه معلمان در آگاه كردن والدين وكنترل رفتار آنان ، نقش تعيين كننده اي ايفا مي كند ( ملكي) و معلّم حافظ اسرار دانش آموز است .
* طلاق يعني جدا شدن از قيد نكاح ، رهايي از زناشويي
** ناهنجار يعني كج وناهموار ، زشت و ناپسند ، بي قاعده
*** رفتار يعني روش ، رفتن ، طرز حركت ، طرز عمل ( برگرفته از فرهنگ عميد)
فهرست مطالب :
بيان مسأله : 8
توصيف وضع موجود : 8
شناسايي علّت : 11
گردآوري اطلاعات ( شواهد 1 ) 12
به او پيشنهاد هايي براي ايجاد تغيير : 13
انتخاب راه حل : 13
چگونگي كاربرد اره حل : 14
نتيجه : 15
جدول : كارنامه دانش آموز : 17
منابع : 18
بيان مسأله :
در اوائل مهر ماه 86 يكي از اوليا ، كه به واسطه ي همكاري فرزندش به كلاسم آمده بود ، به مدرسه مراجعه كرد و از دانش آموز ديگرم كه همسايه آن ها بود ، شكايت كرد كه بي موقع به در خانه آن ها مي رود و مزاحم استراحت آن ها و ناسازگار با فرزندش است و......
من به علل زير اوّل با مسأله بي تفاوت برخورد كردم:
1 - تراكم بيش از اندازه ي كلاسم ، 34 دانش آموز كه بعد ها 36 نفر شد (كه هر يك از دانش آموزانم به علّت تك يا دو فرزندي در خانواده و با فرهنگ هاي مختلف و پس از چهار ماه دوري از مدرسه به محيط مدرسه وارد شده بودند و بعضي از آن ها داراي مشكلاتي از قبيل رفتاري ، روحي ، اجتماعي ، خانوادگي ، اقتصادي ، فرهنگي و جسمي بودند . )
2- عدم شناخت تك تك آن ها
3- همين طور به علّت مشكلات مدرسه ( بلاتكليفي در نقل و انتقال به مدرسه نوساز ديگر ).
ولي پس از چند هفته با مراجعه دوباره همان اولياء و نامادري و شكايت ديگردانش آموزان و مشاهده عدم تعادل در رفتار او ، بر آن شدم تا روي رفتار و اعمال او بررسي نمايم .
توصيف وضع موجود :
الف : معرّفي پژوهشگر :
................... ، آموزگار پايه ي دوّم ابتدايي شاغل در آموزشگاه ........... نظرآباد ، داراي ..... سال سابقه رسمي كه..... سال مدرك كارشناسي آموزش ابتدايي دارم .
و...............................
ب - معرّفي آموزشگاه :
مدرسه اي كه امسال در آن مشغول به تدريس هستم ، جديد تأسيس و در نيمه دوم .... تأسيس و شروع به كار شده است ، با زير بناي 2500 مترمربع ، 12 باب كلاس ، 8 باب اتاق اداري ، 4 سالن و آزمايشگاه و يك باب كتابخانه ، 1800 مترمربع زير بناي اصلي ساختمان ( دو طبقه آموزشي و طبقه هم كف اداري و زير زمين مجهز به آزمايشگاه و كتابخانه و انبار ) و حياط آن مجهز به زمين ميني واليبال ، بسكتبال وفوتبال مي باشد و فقط فاقد سالن ورزشي مي باشد . مدرسه ي ابتدايي....... نظرآباد ، دخترانه ، دو نوبته با320 نفر دانش آموزان و با ضميمه ي 50 نفر پيش دبستاني مشغول به تحصيل مي باشند .
ج – مورد مطالعه :
مريم دختري 8 ساله داراي اندام متوسط با موهاي ژوليده و لباس هاي نامرتّب و كثيف و كفش هاي پاره ، انگشتان پايش پيداست ، در كلاس دوّم مشغول به تحصيل است . مريم به خاطر نداشتن تعادل رفتاري و برخورد مكرّر با بچّه ها و ريختن وسايل آن ها ، باعث درگيري مكرّر در كلاس و مدرسه و بيرون از محيط مدرسه است و اكثر اوقات دانش آموزان ديگرم و بعضي از اولياء از او شاكي هستند . در محيط درس ، مخصوصاً موقع تدريس درس ، بدون اجازه ازجاي خود بلند مي شود و راه مي رود واكثر اوقات به خاطر گفتن مطالب بي اساس مخل كلاس و يادگيري دانش آموزان ديگرم مي شود و موجب ناراحتي من و ديگر دانش آموزانم است .
به مدّت دو هفته رفتار مريم را به طور دقيق مشاهده كردم و سياهه ي رفتارش را نوشتم . شنبه 20 آبان، موقعي كه از دفتر آموزشگاه بيرون آمدم ، مريم را وسط راهرو در حال دويدن و جست و خيز ديدم تا چشمش به من افتاد به طرف كلاس دويد ، پس از ورود به كلاس و سلام و احوالپرسي با دانش آموزان درس را شروع كردم . موقع تدريس چندين بار مريم بي اجازه به بهانه تراش كردن مداد يا ريختن آشغال در سطل زباله از جايش برخاست و هر بار با حواس پرتي وسايل بچّه ها را به عمد يا غير عمد روي زمين ريخت . پس از تدريس جمع و تفريق هاي نظير ، از دانش آموزانم خواستم تا تمرين هاي كتاب را انجام دهند ، غير از چند دانش آموز ، كه مريم شامل آن ها بود ، بقيّه مشغول حل تمرينات بودند . مريم بي قرار با دانش آموزان جلويي يا پشتي يا بغل دستي ، در حال حرف زدن يابدون اجازه به وسايل آن هادست مي زد كه با اعتراض آن ها مواجه مي شد .
زنگ فارسي ، كتاب فارسي را با اشكال و با هجي كردن كلمات خواند ( زمان خواندن همواره در حال تكان خوردن بود ) و همان بي نظمي هاي ساعت قبل در رفتار او را مشاهده كردم.
زنگ هنر ، ورقه اي كه به او داده بودم خط خطي و كثيف كرده بود و تصوير آدم را يك دست از سر تا پا تيره و پررنگ وبا يك رنگ ، رنگ آميزي كرد . اصلاً حوصله و صبر و دقّت در كار را ندارد .
زنگ بعدي زنگ هديه هاي آسمان ، مريم مثل ساعات قبل ، ناآرام و بي حوصله ودر جنب و جوش بود ولي در فعاليت هاي گروهي و فعّال كلاس شركت نكرد بلكه غير مستقيم با حرف زدن يا ريختن وسايل ديگران باعث اذيّت و آزار آن ها شد وتمرينات كتاب كار را انجام نداد وقتي با اعتراض من مواجه شد آن را غلط و بدخط انجام داد .
در روز هاي بعدي هم ، بي نظمي و اذيّت و آزار و بي قراري او تكرار و شكايت ديگر دانش آموزانم بيش از پيش شد .
چند روز پول زيادي به مدرسه آورد و براي دانش آموزان ديگر خوراكي خريد .
بيشتر اوقات دروغ مي گويد .
كيف دوستش را با كشيدن پاره كرد ، نمي تواند با دقّت وسيله اي را جابه جا كند ،آن ها را روي زمين مي اندازد يا به در وديوار مي زند .
يك روز زنگ تفريح كه به او اجازه دادم سر كلاس بماند ، زنگ بعدي دو سه تا از شاگردان اظهار كردن كه خوراكي هايشان درون كيف نيست .
هيچ دانش آموزي غير ازآن دانش آموزي (كه مادرش اول سال ، دو سه بار از مريم شكايت كرده بود ) و تا حدودي خصوصيات او را ، غير از حواس پرتي ، داراست با او بازي نمي كند .
در كل دانش آموزي بي نظم ، حواس پرت (در موقع تدريس دروس مختلف مخصوصاً درس علوم ، متوجه حواس پرتي او شدم و وقتي از او درمورد مطالب گفته شده سؤال هايي كردم جواب هاي بي ربط به من تحويل داد . ) پرتحرك ، بي حوصله و لج باز و اصلاً به اعتراضات و حرف هاي ديگران توجّه نمي كند و انگار نه انگار كه با او هستم يا هستند .
مريم روي هم رفته دختري تنها و سرخورده است كه با رفتن در تخيلات و رويا زندگي مي كند و شديداً احساس تنهايي و محبّت مي كند ، اين موضوع در بيشتر اوقات كه بدون اجازه حرف مي زند و بي رويه تحرك و جنب و جوش دارد يا براي بچّه ها خواكي هاي گوناگون مي خرد ، مشهود است .
دانش آموز فوق از نظر وضعيت اقتصادي از وضع مطلوب و مناسب بر خورد نيست .
شناسايي علّت :
مصاحبه اي با مادرناتني ،مادر ، و دايي و مادر همسايه و همكار پايه اوّل و معاون ومدير و چند دانش آموز ديگرم جداگانه انجام دادم .در تعبير و تفسير اين مصاحبه ها دريافتم كه سال پيش به علت اختلاف شديد خانوادگي( چند ساله )پدر و مادرش از هم جدا شده ( البتّه ديگران چند بار واسطه شده بودند ولي مادر او سر حرف خود و با اصرار زياد بدون گرفتن مهريه از همسرش جدا شده است و بعد از مدّتي مي خواست ، سر زندگي خود برگردد كه شوهر سابقش به مي گويد : هفته ديگر عروسي ام است و باعث آبروريزي نشو. ) و مادر اصلي اش اكنون دانشجوي يكي از شهرستان هاي استان سمنان است و پدر مريم را مقصر و از مادر ناتني دخترش تعريف و تمجيد مي كند .
اكنون مريم پيش پدر و مادر ناتني زندگي مي كند و هر هفته يا دو سه هفته ، پيش مادرش مي رود .
عادت زشت او اين است كه شب ها حتماً پيش و بين پدر و نامادري بخوابد و اظهار ترس از تنهايي خوابيدن دارد ، شب اداري دارد و صبح با همان شلوارخيس و نجس به تمام اتاق ها مي رود و تمام وسايل را نجس مي كند و اصلاً به حرف ديگران اهميت نمي دهد .
بيشتر اوقات در حال بازي در كوچه و خيابان است و اگر به او اجازه ندهند به مادر بزرگ و پدر بزرگ ( در طبقه دوم همان ساختمان ساكن هستند ) پناه مي برد تا با گريه و زاري و التماس به او اجازه دهند تا در بيرون بازي كند .
بر اساس صحبت هاي قبل از ازدواج پدرش با نامادريش ، تربيت مريم منحصراً برعهده ي نامادري است ( پدر ومادر بزرگ و پدربزرگ ناظرند ) كه تا اين زمان نتوانسته كه روي مريم اثر مثبت بگذارد . ( اين مسأله به خاطر دوگانگي فرهنگ ها هم مي تواند باشد ، خصوصيات فرهنگي مادر و نامادري با هم خيلي فرق مي كند ، مادراصلي مطابق مد روز وتفريح ، تحصيل و .....است ولي نامادري در قيد چادر و فرايض ديني و طهارت و تميزي و ... است . )
مريم در معرض دو نوع تربيت گوناگون نمي تواند راه خود را پيدا كند .
با سؤال هاي مختلفي كه از مريم پرسيدم پي بردم كه از هوش متوسطي برخودار است و دو مادرش را دوست دارد ولي از رفتار و تمايلات شخصي او كه بيشتر دوست دارد پيش مادر اصلي باشد تا منزل.
علّت اصلي مشكل او را در نظام خانوادگي از هم پاشيده و دو گانگي فرهنگي و اخلاقي و عاطفي دو مادر او دانستم و در پي يافتن چاره بر آمدم .
گردآوري اطلاعات ( شواهد 1 )
مسأله را دريكي از جلسات مدرسه مطرح كرده و از مدير ، معاون و همكاران نظرخواهي كردم . مصاحبه اي با نامادري ، مادر بزرگ ، دايي و مادر درباره ي وضعيت او در محيط خانه و وضعيت درسي سال پيش او كردم . با چند تن از هم كلاسي هاي او مصاحبه انجام داده و با توجه به شكايات اوليا و نامادري و دانش آموزان او را خواسته و در حياط مدرسه كليه مشكلات را با او در ميان گذاشته ام .با اين اوصاف و مطالعه پرونده ي تحصيلي و تربيت او واسناد و مدارك موجود در مدرسه دلايل اين مشكل را چنين يافتم :
طلاق پدر و مادر و ازدواج مجدد پدر
عدم وجود محبت مادري در خانه به دليل طلاق گرفتن مادر از پدر .
وجود الگوهاي نامناسب در بيرون از مدرسه همانند برخي از دوستان وخانواده
محبّت بي رويه و نامناسب توسط مادر و خانواده ي مادري و بدگويي پشت سر پدر
درخواست ها و انتظارات دو گانه از او به علّت دوگانگي فرهنگ هاي دو خانواده
بدگويي از پدر و مادربزرگ و پدربزرگ او توسط مادر و خانواده ي او
عدم تشويق و تنبيه مناسب و به جا ، هنگام بروز رفتارهاي ناهنجار
آزادي بيش از حد او در خانه و همچنين در مدرسه و خانه ي مادري او
سخت گيري بي جا در خانه ي پدري
علاقه شديد وي به خودنمايي و ابراز وجود
ناديده گرفتن مقررات مدرسه و حقوق ديگران
علاقه شديد براي رفتن پيش مادر و خوابگاه دانشجويي دانشگاه يا گردش
پيشنهاد هايي براي ايجاد تغيير :
براي نفوذ در دل و جان هر فرد نياز است كه ارتباط نزديك و صميميانه اي با او برقرار گردد . در همين راستا بهتر ديدم كه ابتدا :
ارتباط صميمي با اين دانش آموز داشته و خوب به حرف هايش گوش كنم .
محبّت نمودن به او در حد متعادل
احترام و شخصيت دادن به او
تقويت روحيه ي اعتماد در او
مسئوليت دادن به او در خانه و مدرسه
درك بهتر و بيشتر او از جانب خانواده و خودم شاگردان ديگرم
تشويق او در حد معمول به صورت زباني و انفرادي و گروهي و جنسي
تقويت روحيه ي ايثار و فداكاري در جهت حفظ حقوق اساسي ديگران
ارا ئه الگو هاي مناسب رفتاري با استدلا ل هاي درست و منطقي.
پيشنهاد به مادران تا كتاب « آنچه بچّه هاي طلاق بايد بدانند »را مطالعه وآن را پياده كنند .
پيشنهاد به مادر تا او و خانواده اش از پدر و ديگران پيش مريم شكايت و بدگويي نكنند .
انتخاب راه حل :
از بين راه حل هاي ارائه شده سعي كردم از همه ي آن ها استفاده كنم ولي بيشتر سعي كردم با مادر و نامادري او صحبت كنم زيرا بيشتر اختلال رفتاري او به نحوه ي بر خورد اين دو عزيز مي دانستم ، پس در چند جلسه بحث و گفتگو ، مشكل عاطفي يا درسي او را به آنان يادآور كردم و با توضيح تأثيرات خانواده ، آنان را متوجّه وظايفشان كردم كه در زمينه ي تر بيت فرزند خود چه وظايفي بر عهده دارند .
مسئوليت دادن در خانه و مدرسه
احترام به شخصيت او
با او صحبت كردم كه اگر منظم و درس خوان و مؤدب شود نماينده كلاس مي شود ( يعني در مقابل كار خوب پاداش مي گيرد ، غير مستقيم آموزش دادم هر عملي عكس العملي دارد ) .
به خاطر انجام كارهاي خوب و مناسب ، به جا حرف زدن و درس خواندن و..... ، از طريق تمام دانش آموزان يا خودم با دادن جوايز مورد تشويق و ترغيب قرارگرفت و در مقابل كارهاي خلاف و غلط از رفتن پيش مادرش ( كه هر 14 روز انجام مي شد ) محروم مي شد .
همياري و يك زبان شدن دو مادر و مطالعه كتاب « آنچه بچّه هاي طلاق بايد بدانند! » توسط هر دو
چگونگي كاربرد راه حل :
اولين قدم من صحبت با دو مادر جداگانه كه تا در مقابل خواسته هاي به حق او سر تعظيم فرود بياورند و درمقابل خواسته هاي نابجاي او سرسخت و يك زبان باشند . در پيش او بدي نفر سوم را نگويند و تمام رفتارهاي او را طي نامه اي به من گزارش دهند تا كارهاي خوب او را مورد تشويق وترغيب قرار دهم. از او خواستم تا فرزند خوبي براي دو مادرش و شاگرد گلي براي من باشد و اگر آن طور كه گفته ام باشد نماينده كلاس مي شود .
شركت دادن او در كارهاي گروهي
تشويق او درمقابل دومادر و همكاران و ديگران
اشاره به نقاط مثبت او
ترغيب به رفتن به باشگاه
خواستن از ديگران در پيش كودك ، اوّل نقاط مثبت او را بگويند و بعد اشاره به نقاط منفي كنند .
نتيجه :
در اواسط اسفند ماه طرز لباس پوشيدن و كفش و ظاهر او عالي شد ، ديگر آن مريم شلخته و نامناسب اوّل سال نبود و موقع راه رفتن وسايل ديگران را روي زمين نمي ريخت وهيچ شكايتي از او نشد و اگر ناخواسته مرتكب مي شد عذرخواهي مي كرد ، حتّي شاگردان ديگرم و همين طور نامادري و آن اولياي همسايه از او تعريف هم مي كردند ، البتّه بعضي اوقات هم از او شكايت هاي جزيي هم مي شد كه زياد اهميّت نداشت چون اين شيطنت ها اقتضاي سن او بود .
خانواده و پدر بزرگ و مادر بزرگ او از عملكرد اودرمنزل احساس رضايت مي نمايند .
مدير و معاون و ديگر همكاران از تغيير رويه او تعريف مي كنند .
شاگردان ديگرم تمايل دارند تا در كنار او و پشت يك نيمكت بنشينند .
از نظر درسي تغيير محسوسي در پرونده ي تحصيلي او مشاهده مي شود و در امتحاناتي كه در كلاس مي گيرم نمرات خوبي مي گيرد و در امتحانات نوبت دوّم تمام نمرات او عالي و تنها درس جمله نويسي كم شده كه به خاطر دوگانگي روش هاي تدريس است ، براي اين كه روز قبل از امتحان پيش مادر اصلي اش بود و روش هاي نوين تدريس اطلاع ندارد .
به خط خود حساس شده و دوست دارد از روز قبل هم خوش خط تر بنويسد تامورد تشويق قرار بگيرد .
در موقع تدريس باز هم بدون اجازه حرف مي زند ، ولي تعداد آن كمتر شده و اگر حرفي مي زند در مورد خود درس است و مثل ماه هاي قبل بي ربط حرف نمي زند .
شب اداري او خيلي كم شده و شب ها در رختخواب خود مي خوابد .
بدون اجازه بزرگ تر ها به كوچه يا خانه ي مادر اوّل خود نمي رود .
به درس و تكاليف درسي اهميت داده و آن ها را تقريباً به موقع انجام مي دهد .
او با سعي و تلاش نشان داد كه مي تواند تا حدود زيادي بر رفتارهاي خود تسلط داشته باشد كه در روزهاي آخر فروردين ماه نماينده كلاس شد .
اميدوارم پس از اين ، با اين گونه مسائل رو به رو نگردم و كانون خانواده ها هر چه بيشتر گرم و صميمي باشد تا لبان گل هاي زيباي خانواده ، هميشه خندان و شاداب باشد . بهتراست قبل از ازوداج زوجين با خصوصيات روحي و رواني ،اخلاقي ، خانوادگي ، اقتصادي و ... هم آشنا شده و با مطالعه و آگاهي و شناخت كامل ، همدل و هم زبان زندگي مشترك خود را آغاز كنند .
همان طور كه دولت براي ازدواج آزمايش خون و غيره را اجبار كرده ، چه بهتر است حدود بيست تا پنجاه ساعت دوره آموزش خانواده را هم اجبار كنند تا زوجين جوان با دانش وآگاهي لازم زندگي مشترك را آغاز كنند . ( البتّه اكنون يك ساعت آموزش گذاشته اند )
اوليا قبل ازبدنيا آمدن فرزندشان بهتر است مطالعه وآگاهي هاي لازم را در مورد تربيت كودكان داشته باشند .
در مدارس قبل از شروع سال تحصيلي ، بهتر است معلّم هر پايه با اولياي دانش آموز جديدش چند جلسه برگزار كند تا پيشاپيش شناختي روي دانش آموزان جديد داشته باشد و مشكلات عاطفي و رواني و .... آن ها را شناسايي و با هم فكري اوليا و همكاران و مطالعه ،از همان ابتدا در پي رفع و كاهش آن بر بيايند .
يكي از راه هاي پيشرفت دانش آموزان همدلي و همزباني معلّم و اوليا مي باشد . هر چقدر تماس اوليا با مدرسه بيشتر باشد و در پي رفع مشكلات يادگيري ورفتاري و ... فرزند خود باشند ، به همان مقدار تلاش و علاقه دانش آموز به درس بيشتر و در آينده فردي ساعي ، صالح و موفّقي بار مي آيد . پس براي اين كه اين رفت و آمد ها با ساعات درس تداخل پيدا نكند ، بهتر است هر دو هفته ، يك يا دو ساعت معلّم مربوطه با اوليا جلسه اي داشته باشد . ( قبلاً موضوع جلسه تعيين شود تا اوليا با مطالعه و آمادگي و فعّال در آن شركت نمايند ، حتّي اگر دو اوليا شركت فعّال در اين جلسات داشته باشند ، غير مستقيم باعث ايجاد انگيزه و ترغيب ديگر اوليا مي شوند. )
چه بهتر است پرونده اي از خصوصيات اخلاقي ، خانوادگي و ... دانش آموز ، از پيش دبستاني تا زماني كه دانش آموز ديپلم مي گيرد ، تهيّه و معلّمان هر پايه هر ساله ، بر طبق مشاهدات و بررسي هاي خود مطالبي به آن اضافه كنند تا معلّمان پايه بالاتر براي رفع مشكل آن دانش آموز تلاش دوباره اي انجام ندهد . ( البتّه در هر كلاس تعداد دانش آموزان كمتراز بيست نفر باشد . )
( كارنامه تحصيلي دانش آموز ضميمه )
منابع :
1. با كودكان طلاق چگونه رفتار كنيم ؟ ، حجازي ، سارا ، پيوند ، اسفند 1385 ، وزارت آموزش و پرورش ، سازمان مركزي انجمن اولياو مربيان ، شماره ي نشريه 329
2. رشد معلم ، شماره ي دو ، سال سيزدهم ، شناخت خانواده و نقش تربيتي آن ، ملكي ، حسن ، آبان 1373
3. رشد معلم ، شماره ي دو ، سال سيزدهم ، اختلالات رفتاري ، عاطفي كودكان ، شفيع زاده ، محمود ، آبان 1373
4. حسين نژاد ، محمّد ، كاربردهاي مشاوره با كودكان
5. قاسمي پويا ، اقبال ، راهنماي عملي پژوهش در عمل
6. كولمن ، ويليام ، « آنچه بايد بچّه هاي طلاق بدانند ! » ترجمه نفيسه معتكف ، انتشارات دُرسا ، تهران 1382
7. فرهنگ عميد

وبلاگ « رویش اندیشه ها پایه ی سوم » متشکل از همکاران مقطع سوم ابتدایی شهرستان نظرآباد البرز است . ما تلاش می کنیم تا دست در دست هم خلاقیت ها و نوآوری ها را دامن بزنیم و بین همکاران و اولیا و دانش آموزان پیوندی نو ایجاد کنیم .